کدخبر: 60151 تاریخ انتشار

طلاق همسر بخاطر شوخی‌های بی‌نمک!

مرد جوان داستان زندگی اش را در فضای مجازی بازگو کرد و از رابطه ای گفت که با عشق شروع شد اما با یک شوخی به پایان رسید.

بیشتر بخوانید:

به گزارش منیبان؛ شوخی و خنده بخش جذاب زندگی است و بدون آن قطعا زندگی خسته کننده خواهد بود اما در انجام همین مسئله ی لذت بخش اگر زیاده روی شود مطمئنا نتیجه ی عکس خواهد داشت نمونه اش ماجرایی که در این بخش خواهید خواند.

مرد جوانی که نامش منتشر نشده است و اهل یکی از کشورهای اروپایی است علاقه ی بسیاری به داشتن فرزند داشت اما مدتها بود که این خواسته ی او محقق نمیشد به همین دلیل با همسرش به چند پزشک متخصص هم مراجعه کرده بودند اما نتیجه ای نداشت.

داشتن فرزند به یکی از آرزوها و دغدغه های مهم این مرد تبدیل شده بود اما همسرش برخلاف او چنین عقیده ای نداشت و با این مسئله مثل یک شوخی برخورد می کرد و همین باعث میشد تا کارهایی انجام دهد که برای شوهرش خوشایند نیست.

در تمام این مدت خانوم این قضیه را جدی نگرفته بود و حتی در مورد حاملگی اش همسرش را سر کار گذاشت. به عنوان مثال زمانی که همسرش در محل کار بود، به او پیام داد و گفت که حامله است. مرد بینوا هم به شدت از این قضیه خوشحال شده بود و با کلی وسایل به خانه آمده بود تا این موضوع را جشن بگیرند اما همسرش به او خندید و گفت که او را سر کار گذاشته است.

دفعه دوم باز هم این کار را کرد و همسرش را گول زد و بدتر اینکه این بار از او فیلم هم گرفت تا به خانواده شان نشان دهد و دسته جمعی به او بخندند. این مرد به شدت به بچه علاقه داشت و این که کسی بخواهد درباره این موضوع او را سرکار بگذارد، به شدت ناراحتش می کرد تا اینکه بالاخره واکنش تندی به این مسئله نشان داد. ولی این ماجرا و شوخی های سرکاری خانم جوان تمامی نداشت و بعد این اتفاق چندین بار نیز تکرار شد تا اینکه ضربه ی کاری به زندگی آنها زد.

مرد جوان می گوید:" شب گذشته در خانه پدر و مادر همسرم در حال خوردن شام بودیم که او گفت برایم یک هدیه دارد. برایم یک خرس کوچولو خریده بود و یادداشتی کنار آن گذاشته بود و سپس آن را به من داد. من بسیار نگران بودم که او باز هم بخواهد مرا پیش خانواده اش کوچک کند. روی کاغذ کوچک نوشته بود که قرار است پدر شوم.

با خواندن این متن به همسرم نگاه کردم او به من لبخند زد و تبریک گفت. انجام این کار باعث شد که من کمی عصبانی شوم. از جا بلند شدم و کاغذ را روی زمین انداختم و به او گفتم که این شوخی های مسخره را تمام کند زیرا این مهم ترین قضیه زندگی برای من محسوب می شد و دوست نداشتم که هیچ کسی راجع به آن با من شوخی کند.

این عکس العمل باعث شد که میز شام را ترک کند و به سمت دستشویی برود. پدر و مادرش هم که از این قضیه با خبر نبودند، به دنبال او راه افتادند تا ببینند که علت این واکنش ها چه بوده است. سپس خواهرش به من گفت که همسرم واقعاً باردار است و آزمایشش هم موجود است اما برگه آزمایش را به من نشان ندادند.

وقتی که قضیه را فهمیدم، هم خوشحال شده بودم و هم سردرگم، احساس می کردم باز هم ممکن است که او با من شوخی کرده باشد. همسر من دیوانه بود و اصلا تضمینی به حقیقی بودن ماجرایی که او تعریف می کرد وجود نداشت برای همین تصیم گرفتم برای همیشه ترکش کنم چرا که زندگی با او برایم بیشتر استرس و ناراحتی داشت تا شادی. او به هیچ وجه به مسئله ای که برای من اهمیت داشت اهمیت نمیداد و برعکس این مسئله را به مسخره میگرفت.

این مرد جوان با انتشار ماجرای زندگی اش به کاربران شبکه های اجتماعی گفت که زندگی که با عشق و محبت آغاز کرده بود به دلیل شوخی های بیش از حد به جدایی ختم شد.

نظراتی که او دریافت کرد متفاوت بود، برخی این کارش را تایید کرده بودند و برخی به او گفته بودند که اشتباه کرده و نباید زندگی مشترک را که اهمیت بسیاری دارد را به خاطر شوخی دچار ضربه می کرد اما از قرار معلوم برای این مرد جوان این شوخی، یک شوخی ساده محسوب نمیشد و به همین دلیل با تندی جواب برخی از کامنت ها را داد و نوشت:زنم شوخی بدی کرد، منم طلاقش دادم چون حقش همین بود.

نظرات طنز هم در واکنش به این خبر کم نبود که یکی از آنها پیام خانم جوانی بود که نوشته بود:خانم های محترم حواستون باشه زیاد شوخی نکنید.

وبگردی
ارسال نظر

پربیننده‌ترین